خرید بک لینک
فعلا فعلا که سوار چرخ و فلک زندگی شدیم و همچنان میچرخد که همانند وقتی ماشین از سربالایی سرازیر میشود دلمان می ریزد. اما هرچه گشتیم واژه ای بهتر از طبل بیعاری نیافتم.انگار این طبله هم حالش بده. هیچ صدایی نمیده. دوروزپنج شنبه و جمعه رو زدیم برطبل بیعاری و چندساعتی همسر رانندگی کرد تا جایی سرسبز. بعد هم شام دررستورانی خوب و دلچسب. ماندن در خانه ای نسبتا روستایی. صبح زود با نم نم بارون بیدارشدیم و صبحانه رو در قهوه خانه ای محلی به صرف چای محلی و املت بر بدن خسته مان تزریق کردیم که انصافا حال خوبی بود بعدهم تله کابین و اش دوغ و رشته. درادامه گشت زدن دربازار محلی که بسیار دلپذیر بود. وسایل کباب رو گرفتیم و باهمسر اماده کردیم و راه افتادیم برای برگشت. دربین راه با بارون کباب درست کردن و داغ داغ خوردن لذت خوبی داشت. ترافیک کمی خستگی برامون داشت اما طبل بیعاری در این دو روز کمی آرامش رو بهمون برگردوند.

خدایا فعلا که بقول عمو بهمن ساز تو کوک شده ومینوازی . خدایا خوبم گوشهایم رو تیز کرده ام تا صدای خوب از این ساز بشنوم. خدایا شکرت. برای همه ی انچه دادی .خدایا مارا دریاب.

مهربان باشیم و همدیگه رو دعا کنیم.

برچسب: بزن بر طبل بی عاری, نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 7:39

صفحه بندی